برخورد گلوله به دیوار!!!

همه زندگيم " درد" است؛ درد...
نمي دانم عظمت اين كلمه را درك مي كني يا نه؟
وقتي مي گويم درد، تو به دردي فكر نكن كه
جسم انسان ممكن است از يك بيماري شديد بكشد...
نه؛ روحم درد مي كند...
این روزها.... بغض دارم
گریه دارم!
تا دلت بخواهد...
آه دارم
ولی بازیگر خوبی شده ام
میخندم...
اینکه چقدر از آن روزها گذشته
یا اینکه چقدر هر دویمان عوض شده ایم
یا اینکه هر کداممان کجای دنیا افتاده ایم
اصلا مهم نیست!
باز باران که ببارد
هر وقت که می خواهد باشد
دلم هوایت را میکند.
در خود شـــکسـتـم....
و تــو صــداي قــهـقـهـه هـايـــت دنـــيا را لـــرزاند!
قـانـون طبـيـعـت اســت
موج وقتـي ســـــــــرش به سنـــــــــگ مي خــــورد
در خــــــــود مي شـکنـد
وساحل کف مي زنـــــــــد
فــقــط " مــن " نــيــســتــم ! تــوُ بـــہ همــــــہ ميگويے " دوســتــت دآرم " !
بــآ " گِــل " هــم بــســتــہ نــمــے شــود . . . دهـانــے ?ـِــہ " هـــرزه " اســت!
چه دنياي ساکتي!!!
ديگر صداي تپش قلبها غوغا نمي کند
بي گمان همه شکسته اند.