Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


حرف دل

سکوت کن!

بگذار بغض هایت سربسته بماند ...

گاهی سبک نشوی

سنگین تری

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 آبان 1392ساعت22:04توسط vahval | |

یه مدتی بود فرهاد رو فرم اومده بود و داشت آمادگیشو

 

بدست میاورد که یه واقعه تلخ پیش اومد و حجازی مرد ...

 

 
از این واقعه تلخ یه مدت گذشت و فرهاد
 
جوری به اوج آمادگیش رسید
 
که تو اروپا هم مشهور شد و بهترین بازیکن جهان
 
هم عکسشو رولباسش انداخت
 
 

http://www.4irooni.ir/wp-content/uploads/2013/07/b3c02a727a90f1cd55e4390fa790ba93-430-300x288.jpg

 

اما این پایان کار نبود و فرهاد ...

 

خداحافظی کرد تا میداودی عکسشو بندازه رو لباسش ...

 

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/08/16/13920816000549_PhotoL.jpg

 

اینا رو گفتم تا بگم بالاخره روزی هممون به آخر خط میرسیم ...

 

امروز شاید عکسمون رو لباس یکی به عنوان ...


بهترین باشه ، اما یه روزم عکسمونو واسه...


اینکه فرصتمون تموم شده میزنن ...

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 آبان 1392ساعت17:38توسط vahval | |

مادر مثل مدادیست که هر روز تراشیده شدن و کوچک شدنشو میبینیم


و حس میکنیم تا وقتی که تموم بشه


و پدر مثل خودکاریست که هرچقدر هم که باهاش بنویسیم


تغییری در ظاهرش احساس نمیشه چون از درون خالی میشه ،


فقط یه روز باخبر میشیم که دیگه نمینویسه …

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 آبان 1392ساعت17:18توسط vahval | |

یادش بخیر وقتی مریض میشدیم و ...


پزشک ازمون میپرسید بیماریت چیه ؟


منتظر مادرمون میشدیم و همیشه جواب دادن رو به اون میسپردیم


چرا که میدونستیم مادر همون احساسی رو داره که ما داریم


حتی از خودمون بیشتر دردمون رو احساس میکرد !!!

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 آبان 1392ساعت17:16توسط vahval | |

یادش بخیر...

 

یه کوچه ۸متری ، ۴تا آجر ، یه توپ پلاستیکی ۲ لایه …

دلخوشیامون خیلی ساده بود !

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 آبان 1392ساعت17:13توسط vahval | |

مرد واسه بستن بند کفشش پاشو بالا میاره ، خم نمیشه !

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 آبان 1392ساعت09:19توسط vahval | |

در این زمانه

آدم ها حتی حوصله ندارند

به حرف های سر زبانی یکدیگر گوش دهند

چه برسد به اینکه بخواهند سطر سطر روح  تو را بخوانند

در واژه نامـه ی مجـازی

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 آبان 1392ساعت09:14توسط vahval | |

به هرکس عاشقی که می نگرم در شکایت است

درحیرتم که لذت دنیا به کام کیست؟

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 آبان 1392ساعت09:13توسط vahval | |

مغرور نیستم ...

 

غرورمو خیلی وقت پیش شکستم ...

 

لطفا بی حوصلگی و خوب نبودنمو پای مغرور بودنم نذارین

 

لطفا...

+نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان 1392ساعت22:50توسط vahval | |

خنده دار است ، نه ؟ !

 

که تو هی مرا دور بزنی

 

و من دلم را خوش کنم

 

که در محاصره ی تو هستم. . .

+نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان 1392ساعت21:36توسط vahval | |