Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


حرف دل

وقتی نباشی دستانم سرد میشود ...

غصه در دلم انبار میشود...

غمگین میشوم مثل همین ثانیه های لعنتی ...

مثل ثانیه هایی که دوریت را به رخم میکشد...

آن لحظه دیگر نمی توانم آرام باشم...

اگر دنیا نیز جلوی قامتم خم و راست شود ...

باز هم نمی توانم بی تو سر کنم...

وقتی مال من نباشی ...

می خواهم سر به تن این دنیا نباشد...

وقتی تو نباشی !! اشکهای من ...

در یک خط راست بر صورتم عمود میشوند !

 

و دلم آنقدر تاریک میشود که از فانوس غارت شده هم نور میخواهد...

 

وقتی تو نباشی!! حوصله ام نمیکشد که به یاد تو شعر

در خاک عشق بکارم ، حوصله ام نمیکشد که مثل شاعرها باشم...

وقتی تو نباشی !! وقتی نباشی...

 

جاذبه ی هستی من در قعر ناباوری به زمین میخورد و میشکند

وقتی تو نباشی من هم دیگر نیستم ...

ساده برایت بگویم ...

در هوایی که نفس های تو نیست ، نفس نمیکشم ...

 

+نوشته شده در جمعه 24 خرداد 1392ساعت00:36توسط vahval | |

با هر قدمی که دورتر میشوی ...


انگار


دنیا هم تنگتر میشود !


تا آنجا که


تنها نقطه هائی باقی میمانند . . .


که آنها هم میشوند سهم نوشته هایم



میشوند "سه نقطه"

میشوند سکوت


میشوند بغض


میشوند جائی که درست

دلتنگی از آنجا آغاز میشود...

 

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 خرداد 1392ساعت17:20توسط vahval | |

ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ


ﺑﺎ ﻧﻮﺭﯼ ﺿﻌﯿﻒ ، ﻟﺮﺯﺷﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﻢ


ﭼـــــــــــﺸــﻢ ﻫــﺎﯾــﻢ ﺭﺍ ﻣــﯿـــﻤــﺎﻟــﻢ


1new massage

ﻗﻠﺒﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺗﭙﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻟﻮﺩ ﺷﻮﺩ!!

ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﺎﺵ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ...

ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ !  ﭼﻪ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﺤﺎﻟﯽ ...

ﺗﻮ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯼ

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 خرداد 1392ساعت17:15توسط vahval | |

من بروم ؛ آب از آب تکان نمی خورد !


تو نرو که بی تو دنیا به هم می خورد

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 خرداد 1392ساعت15:25توسط vahval | |

زندگی ساده است ؛

 

به سادگی نبودن تو...

 

و به سادگی شکستن من

 

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 خرداد 1392ساعت15:24توسط vahval | |

رویاها را ول کن دلم


هیچ “تو”یی دوستت نداشته ،

 

حتی “تو”های رویاهایت نیز با “تو”های دیگر رفته اند !!!

بلند شو ، رویا دیدن بس است !!!

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 خرداد 1392ساعت15:22توسط vahval | |

این شب ها

 

چشم های من خسته است

 

گاهی اشک ، گاهی انتظار

 

این سهم چشم های من است...

 

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 خرداد 1392ساعت09:05توسط vahval | |

دوستت دارم تا بیکرانه هایی که به خورشید میرسد

 

دوستت دارم تا انحنای افرینش خلقت

 

تا انتهایی ترین نقطه عرش

 

دوستت دارم از ابتدای افرینش...

 

 تا بینهایت دوباره زیستن در حشر...

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 خرداد 1392ساعت08:59توسط vahval | |

کلمات قاصرند...

 

نمی توانند بغض هایم را ترجمه کنند...

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 خرداد 1392ساعت00:33توسط vahval | |

در میان درد و رنج و غم و زخم

 

فرشته ای که لبخند بر لب دارد، ابلیس است...

 

فرشتگان نمی خندند.

 

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 23 خرداد 1392ساعت00:29توسط vahval | |