Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


حرف دل

صفحه های تقویم مرا یاد گذر زمان می اندازند !


نمیدانم ، پس کی زندگی شروع می شود ؟

+نوشته شده در دوشنبه 16 دی 1392ساعت19:58توسط vahval | |

خیلی سخته مثه .... التماس بکنی به عشقت


 اما اون مثه یه اشغال بندازت دور...

+نوشته شده در دوشنبه 16 دی 1392ساعت19:55توسط vahval | |

 
 
 
شب ها پرنده هایش می روند
 
 

 
 
روزها ستاره هایش
 
 

 
 
ببین  آسمان هم که باشی
 
 

 
 باز تنهایی

+نوشته شده در دوشنبه 16 دی 1392ساعت19:53توسط vahval | |

باختی در کار نیست

 

برای تو قلبم را ریسک می کنم

 

یا می برم یا می میرم …

+نوشته شده در دوشنبه 16 دی 1392ساعت19:51توسط vahval | |

زیبا ترین پــازِل دنیاست

 

وقتی فاصله ی بین انگشتانم

 

با انگشتان ” تــــو ” پر میشود . . .

+نوشته شده در دوشنبه 16 دی 1392ساعت19:50توسط vahval | |

 

ساده” که باشی زود “حل” میشوی،

 

میروند سر وقت “مساله” بعدی!

+نوشته شده در دوشنبه 09 دی 1392ساعت19:58توسط vahval | |

همه چیز خنده دار بود….


داشتن تو…!


بودن من ; ماندن ما….!!


رفتن تو

این همه آه….

گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد….

+نوشته شده در یکشنبه 08 دی 1392ساعت13:12توسط vahval | |

 

نوشته هایم گریبان گیرت میشوند روزی


انقدر که بینشان ” آه ” کشیدم……

+نوشته شده در یکشنبه 08 دی 1392ساعت11:45توسط vahval | |

 

زندگی کن و لبخند بزن ، بخاطر آنهایی که

با لبخندت زندگی میکنند...

+نوشته شده در شنبه 07 دی 1392ساعت21:33توسط vahval | |

بــــــراي دوبــــاره آمـــدنـــش دعـــا نکـــن ،


شـــايـــد وقتـــي آمـــد ؛


هـــمـــانـــي نبـــاشـــد کـــه رفـــته بـــود ....!!

 

+نوشته شده در جمعه 06 دی 1392ساعت10:55توسط vahval | |

صفحه قبل1...7475767778...115صفحه بعد